همچون هزارن بلکه میلیونها دفعه ای که توطئه های خارجی و خود فروختگان داخلی برای تجزیه و به آشوب کشیدن ایران اسلامی به شکست انجامید، اینبار نیز هوشیاری و عکس العمل به جای رهبری در پاسخ به عمل آشوب طلبانه و زور گویانه میر حسین موسوی، عرصه را برای جولان دادن خود فروختگان تنگ و باریک کرد. هنوز حرکت بسیار زشتی که آقای موسوی در شب انتخابات و پیش از پایان یافتن زمان اخذ رای انجام داد، از اذهان پاک نشده است. ایشان ضمن پیروز خواندن خود هر گونه نتیجه ای غیر از آن را تقلب خوانده و با این کار سعی در به آشوب کشاندن کشور کرد. گرچه در انجام این عمل و دلایل رخداد آن حرف حدیث بسیار است اما آنچه واضح است، بازیچه شدن چند نخبه سیاسی در دستان قدرتهای بزرگ می باشد. عملی که اقتدار ایران در منطقه را کم کرده و خطر حمله به کلیه تاسیسات و منافع ایران در خارج از کشور را به همراه داشت. اما نکته بارزتر اینکه در روزهای اخیر جمعی از به اصطلاح روشنفکران و صاحب نظران، که نتوانسته اند نقش بارز و پر رنگ رهبری را در کنترل جدی اغتشاشات و ناکام گذاشتن خود فروختگان از رسیدن به مقصود، نادیده بگیرند، بار دیگر با مضحکه کردن خود و قانون و امام، مقاصد شوم دیگری را دنبال می کنند. بیان برگزاری رفراندم در مورد مسئله ولایت فقیه خود از جمله مواردیست که نشان دهنده عمق بغض و کینه فتنه گران از هوشیاری و عکس العملهای به هنگام مقام معظم رهبری دارد. در کشوری که هنوز فرهنگ احترام به حقوق و رای دیگران رعایت نمی شود و هر کس تنها به دلیل نرسیدن به هدف خود، دست به آشوب و جنجال میزند، به راستی اگر هبری نبود ایران اکنون به افغانستانی دیگر تبدیل شده بود. تاکید و تایید اجرای رفراندم از سوی برخی شخصیتها شدیدا جای تعجب و تامل دارد و از نفوذ چند ساله در بین لایه های مردم خبر میدهد. از جمله این افراد میتوان به حسین موسوی تبریزی، دبیر مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم، اشاره کرد که در سخنان خود در تاریخ پنجشنبه ۱۲ فروردین 1389 با تاکید بر اجرای رفراندم، مسئله ولایت فقیه را زیر سوال می برند. به راستی وجود این اشخاص در این سمتها با طرز فکرهایی اینچنینی جایز است؟ و به راستی چرا برخی اشخاص در حاشیه امن پیگیری قضایی قرار داردند؟