قطار نور الرضا

حدود دو ماه پیش بود که به دلیل عجله در بازگشت به شیراز مجبور شدم تنها قطار موجود در آن روز که نورالرضا بود رو انتخاب کنم. ولی در ادامه مواردی رو مینویسم که موجب پشیمانی من از این انتخاب شد.
۱- گرچه پرسنل قطار به پرسشهاى مسافران پاسخ می دادند ولی نحوه پاسخ گویی و لحن گفتار آنها نامناسب و تند خویانه بود. به نحوی که احساس می شد واقعا راضی به این سفر نیستند.
۲ - در هنگام سوار شدن مسافران و بالا بردن چمدانها و وسایل همراهشان، هیچ هدایتی انجام نمی شد به شکلی که در آن هرج و مرج سوار شدن مسافران، رفت و آمد پرسنل قطار برای تدارک مقدمات سفر نیز بر این آشفتگی مى افزود.
۳- پس از سوار شدن به قطار متوجه شدیم که کوپه های موجود سالن ما هم به خانواده ها اختصاص دارد هم به افراد مجرد. این مسئله حتی در قطارهای رجا نیز رعایت مى شود ولی گویا اینجا ضابطه ای وجود ندارد.
۴- در طول سفر نیز بی نظمی بیداد میکرد. حضور اغلب مسافران در راهرو، عملا راه دسترسی خا نواده ها به خدمات را بسیار دشوار میکرد. متأسفانه تا پایان سفر نیز هیچ توجهی به این مورد نشد و هیچ مدیریتى انجام نشد.
۵- مشکل بیان شده قبل فقط به مسدود شدن راه تردد ختم نمی شد و ایجاد صداى گفتگو، پخش آهنگ از موبایل با صدای بلند و برخورد با درب کوپه ها، شرایط را وخیم تر میکرد.
۶- با وجود حضور انسانهای متشخص ونیز توریستهای خارجی، نظافت سرویسهای بهداشتی به طرز وحشتناکی غیر قابل قبول بود. به شکلی که ترشح فضولات انسانی علاوه بر سنگ توالت:) فرنگی, ایرانی( بر بدنه اطراف نیز دیده می شد. وضعیت توالت فرنگی دو سالن قطار به شکلی بد بود که قابل استفاده نبود.
۷- دستمال های قرار داده شده در توالتها بسیار بدکیفیت بوده و ذرات بازیافتی به شکل واضح در آن قابل مشاهده بود.
۸- توقف بین راهی در ایستگاهی گمنام با خدمات کم انجام شد.
۹- پس از ملحفه های وکیوم شده شاهد موهای زنانه و مردانه بر روی آنها بودیم و بر روی دو مورد از آنها لکه های کوچک خون دیده می شد. در این هنگام شاید این نکته به ذهن خطور میکرد که ملحفه ها شسته نشده و صرفا اتو شده و سپس با دستگاه وکیوم شده اند.
۱۰- گرچه عدم تأخیر قطار در بین راه جای تقدیر دارد ولی رسیدن به مقصد آن هم دو ساعت ونیم زود تر از زمان اعلام شده، یعنى ۵:۱۵ بامداد، موجب شد تا همه برنامه ریزیها و هماهنگی ها به هم ریخته و اغلب مسافران مجبور باشند در ایستگاه بمانند تا زمان بگذرد و حداقل ماشین برای تردد به شهر فراهم گردد.
۱۱- روش آگاهی دادن به مسافران که اغلب خواب بودند با گاریچیهای زمان قدیم هیچ تفاوتی نداشت و با ضربه به در و پنجره کوپه وداد زدن انجام شد. به نحوی که احساس می شد شاید این دوستان پرسنل در واگنهای حمل گوسفند و گاو خدمت کرده و یا این قطار به تازگی تغییر کاربری یافته است.
متأسفانه این شرح حال یک سفر با قطاری بود که به عنوان درجه یک معرفی شده بود. بی شک افزایش ظرفیتهای گردشگری کشور با آموزش درست و نظارت دقیق فراهم خواهد شد.

/ 0 نظر / 30 بازدید