عربها بر دستان ایران دستبند زدند

با روی کار آمدن دولت اوباما در آمریکا، و صحبت پیرامون گفتگو با ایران، نظام تصمیم گیری دنیا تا حدود زیادی متحول شد. قدرت گرفتن ایران در کشورهای خاور میانه و در آمریکای جنوبی، ایران را به یک قدرت بزرگ و غیر قابل کنترل در دنیا تبدیل کرد. برای کشورهای قدرتمند دنیا، ایران به مراتب خطرناکتر از کره شمالی بود. به این دلیل که ایران هم قدرت نظامی خود را در کشورهای دیگر افزایش میداد، هم منافع اقتصادی خود را به بیرون از مرزهای کشور بسط میداد و هم مکتب فکری خود را به مردم کشورهای دیگر صادر میکرد. به این ترتیب بود که مردم کشورهایی که با ایران در ارتاط بودند آنقدر به این مکتب و تفکر اعتقاد داشتند که حاضر بودنn به خاطر حفظ این مکتب هر کاری انجام دهند. اما کره شمالی عملا خالی از یک تفکر بود و هیچ خطر فرهنگی و سیاسی را در دنیا باب نمیکرد. تنها قدرت کره شمالی به سیستم نظامی آن کشور محدودمی شود که آن هم از مرزهایش فراتر نمیرود.
آغاز ارتباط و گفتگوها با ایران، آن هم بدون پیش شرط، زنگ خطری برای کشورهای عربی بود که پس از انقلاب اسلامی ایران و جنگ تحمیلی و با استفاه از خلاء وجود یک ژاندارم قوی در منطقه، اقدام به قدرنمایی می کردند. گرچه ایران پس از جنگ تحمیلی قدرت خود را روز به روز افزایش داد اما مخالفت کشورهای ابرقدرت دنیا با ایران باعث میشد تا نفوذ ایران در کشورهای دنیا با سرعت کمتری انجام شود. اکنون که آمریکا دست دوستی به سوی ایران دراز کرده بود و آن هم نه از موضع قدرت بلکه از موضع احترام، ایران به طور کامل تبدیل به یک ابر قدرت فکری و مکتبی در دنیا میشد و وجود کشوری اینچنین قدرتمند در کنار کشورهای عربی باعث رعب و وحشت آنها می شد. گرچه در بین آنها، کشورهایی هم بودند که در دوره آقای احمدی نژاد و با توجه به این همه شهرت ایران در منطقه و جهان، از جناح عربستان خارج شدند و به سمت ایران پیش آمدند. از جمله این کشورها می توان به قطر و بحرین اشاره کرد. اما دیگر کشورهای عربی شدیدا از آغاز اینچنین ارتباطی بین ایران و آمریکا هراسان بودند و برای بر هم خوردن آن از هیچ تلاشی فروگزاری نکرده اند.
برخلاف تصور عامه، در درگیریهای اخیر تهران، بیشترین سود نصیب این کشورهای عربی میشد. به همین دلیل درست یک روز پس از آغاز اعتراضات، این درگیریها شکل پیچیده تری به خود گرفت و به تشنجات زیادی رسید. بدون شک دست عوامل نفوذی و تحریکات کشورهای عربی برای دامن زدن به این اعتراضات برای گرفتن حداکثر نتیجه مورد نظر از این اعتراضات را نمیتوان کتمان کرد. خصوصا زمانی که به این نکته بیاندیشیم که ایران در زمانهای گذشته هم قدرت نظامی منطقه بوده و هم قدرت اقتصادی آن. بنادر آبادان و خرمشهر، امکان هرگونه رشد و ترقی اقتصادی را برای کشورهای خلیج فارس بسته بود و حیات و زندگی کشورهای عربی تنها در زیر سایه قدرتمند ایران میسر بود. اکنون که مجالی برای خودنمایی فراهم آمده است، دیگر بازگشتن به آن دوران برای عربها قابل قبول نیست. خصوصا اینکه اکنون شرایط به طرز وحشتناکی برای آنها بدتر خواهد شد. اینبار ایران دیگر یک کشور و دولت دست نشانده نیست و دارای قدرت و استقلال کامل میباشد و خودکفایی بالایی دارد. همینطور گسترش فرهنگ شیعه که در زمان بعد از انقلاب ایران به عربها مجالی برای کوبیدن آن داد، خطریست به مراتب بزرگتر از قدرت نظامی و اقتصادی ایران. اما در بازه اقتصاد نیز به دلیل خودکفاییها و توانمندیهایی که ایران در این سالها کسب کرده این امکان را فراهم میسازد تا بنادر ایران به فقط تبدیل به یک بازارچه داد ستد نباشند و خود ایران نیز حرفهای زیادی را در بنادرش برای گفتن داشته باشد و به همین علت، در صورت برقراری این چنین ارتباطاتی، رشد اقتصادی بندرهای ایران به شکل سرسام آوری پیش خواهد برد.
گرچه ارتباط یا عدم ارتباط با آمریکا هرگز مانعی بر سر راه پیشرفت ایران محسوب نمی شود و این حرکت چه کند و  چه تند در حال آنجام است اما نکته قابل تامل این است که به راستی فرصتی که منجر به رها شدن از برچسب انزوا و برداشته شدن موانع بر سر راه قدرت گیری سریعتر ایران میشد، به چه قیمتی از دست رفت؟
بدون شک کشورهای عربی پیروز این اعتراضات بودند و از ادامه این روند و عدم وجود ثبات سیاسی در ایران برای جلوگیری از ارتباط بین ایران و آمریکا، بیشترین سود را خواهند برد.

/ 12 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ش

دوست عزیز شما خوب دقت کنید شما از 000000 14ملیون نفرآدم یا جوان دارید حرف می زنید که خوش بختانه همه در همین دوران بعد از انقلاب ودر فضائی که شما برای انها تهیه کرده اید و هزنیه های سرسام آوری برای تربیت آنها خرج کردید .از پرداخت به آخوند وملا وتلویزیون برای تبلیغات گرفته تا نیروی انتظامی وبسیج و زندان و سانسور و پارازیت و ممنوعیت های مختلف دیگر .چه نتیجه ای گرفته اید؟اگر یک میلیون نفر هم بودند می گفتم حق با شماست .

علیرضا

سلام. ظاهرن سو’ تفاهم شده عزیز. نگفتم به وبلاگ من سر بزنید بلکه وبلاگ دیگه ای رو به شما معرفی کردم و عرض کردم سر بزنید و مطالعه بفرمایید.الان هم اومده بودم آدرس وبلاگ دیگه ای رو بدم که متوجه شدم هنوز به وبلاگ فبلیه م سر نزدید.مشکلی نیست.آدرس هر دوی اون ها رو این جا براتون می زارم::::: http://doctormorteza.persianblog.ir/ (به وبلاگی که آدرسش رو گذاشتم یعنی دکتر مرتضی سر بزنید و اگر حوصله دارید پست اندیشه های شهید مطهری رو پیدا کنید و مطالعه بفرمایید چون این پست برای هفته ی پیش و پس از اون ایشون چند تا پست جدید هم گذاشتند.البته اگه اون جدید ها رو هم مطالعه بفرمایید بد نیست اما مورد مد نظر حقیر مطلب اندیشه های شهید مطهری هست.برای رجوع به این پست کافیه در ستون کناری وبلاگ در قسمت موضوعات وبلاگ بر روی عبارت "استاد شهید مطهری"کلیک رنجه بفرمایید!)

علیرضا

و این هم ولاگی که الان اومده بودم تا به شما به عنوان موضوع قابل توجه جدید معرفی کنم.امیدوارم به این وبلاگ هم سر بزنید.آدرس وبلاگ: http://afshinahmadpour.persianblog.ir/ موفق باشید!

علیرضا

سلام. باز هم من. یه چیزی رو فراموش کردم بگم. ظاهرن شعر فریدون مشیری رو که با عنوان "روز های بی خاطره‌" در وبلاگ من منتشر شده رو هم بر حسب اتفاق مطالعه فرموده اید!و در این جا هم گفتید "همچنان نیش و کنایه دارید واقعن متاسفم" اگر شما شعری رو که در حدود نیم قرن پیش بلکه بیشتر(دقیقن اطلاعی ندارم)سروده شده و از قضای روزگارم وضوعش و حرفش با وضع الان جامعه ی ما همخونی داره رو هم نیش و کنایه می دونید واقعا براتون متاسفام.من هیچ حرفی نزده بودم فقط یک شعر بود که فکر می کنم هر کس هم اون شعرو بخونه قبول می کنه که با وضعیت فعلی سازگاری داره. حقیقتن افسوس خوردم وقتی دیدم اون مطلب رو هم به عنوان نیش و کنایه حساب کردید.تعصب کور کورانه رو کنار بگذارید.و اگر پیرو مولای متقیان حضرت علی(ع)هستید حرف حق رو بپذیرید اگر چه از دهان دشمن باشد.(و تازه ما هم که با هم دشمن نیستیم!) به اون دو وبلاگی که آدرسشون رو در دو کامنت قبلی گذاشتم حتمن سر بزنید. خدانگهدار.

ش

دوستان عزیز شما ها چرا ظرفیت شنیدن حرف مخالف را ندارید ؟ خوبه این همه مشکل ایجاد بشه؟ برای اینکه قانون و جمهوریت اسلامی به حکومت اسبتدادی ختم شده و دخالت بیش از حد در امور مملکت از طرف رهبری همه را از اظهار نظر ناامید کرده وبرای همین کسی به اینده امیدوار نمی شود استعداد ها خفه میشود و به زودی این گونه حاکمیت ها طولی نمی کشد و محکوم به سر نگونی وشکست است این گونه حکومت ها .همانطوری که شاه دوام نیاورد.و سرنگون شد.

ابراهیم

سلام دوست عزیز. چطوری برادر؟ خوبی؟ نمیخوام بحث سیاسی کنم ولی متن رو کامل خوندم و کامنتها رو هم خوندم. در مورد رابطه با آمریکا و ایجاد اغتشاش برای جلوگیری از این رابطه ، یه سوال : چرا قبل از این اتفاقات که جو آروم بود با آمریکا رابطه برقرار نشد؟ یه سوال دیگه هم بی ربط به آمریکا: مرگ ندا آقا سلطان مشکوک به نظر میرسه؟، فرض میکنیم قبول، ولی مرگ بقیه چی؟ کی دستور این کار رو داده؟ آیا همه این افرادی که تو این یک ماه کشته شدند اغتشاشگر بودند؟ آیا کسی که دستور قتل اینها رو داده قاتل و آدم کش به حساب میاد یا نه؟

مینا

این روزها به این فکر می کنم در قبال مصر.... چرا شدیم دایه مهربان تر از مادر؟ رئیس قوه قضاییه، رئیس جمهور و.... محکوم می کنند قتل مروه رو و هیچ کسی حتی باری از مرگ ندا حرفی نزد؟ بگذریم...اوضاع رو به راهه؟[لبخند]

مینا

تو هم سکوت کردی؟ تو دیگه چرا پارس نیکوی عزیز [لبخند]

یاس

اصلا باورم نمی شه شما چنین عقایدی داشته باشید.تصوراتم به کلی از شما به هم ریخت.کاش هرگز نوشته هاتونو ندیده بودم با احترام:یه دوست