برخیها وقیحانه رهبری را به جیره خاری مارکس و لنین متهم میکنند.

شاید در این زمان بررسی مکاتب مارکسیس و لنین چندان خالی از لطف نباشد که به دلیل فرصت کم خوانندگان عزیز را به تحقیق پیرامون این مکتبها دعوت میکنم. اما نکته قابل توجه این است که این مکتبها دو هدف و رویکرد کاملا متفاوت دارند و اصلا هیچ ارتباطی به هم ندارند و دوم اینکه دولتهای گذشته به کررات قوانینی وضع کرده و به انجام رسانیده اند که تطابق کافی با برخی مفاد این مکتبها دارد که همین مسئله کپی برداری از این مکتبها باعث شد تا این قوانین نیز با شکست مفتضحانه ای روبرو گردد. پیش از دادن یک شعار به محتوای آن خوب فکر کنید. درست نیست مردمی که طرفدار سردمداران خود فروخته به مارکس و لنین هستند این تهمت را به اشخاصی بزنند که بر خلاف دیگران سنت شکنی کرده و به جای الگو برداری از غرب و شرق در حال اجرای برنامه های بومی هستند. همچنان تصور من از این اغتشاشات این است که جنگ قدرت و ثروت در جریان است و اعضای ناقص و سرطانی که در حال جدا شدن از بدنه نیمه جان ملت است و سالهاست که خود را در قالب دین و دیانت به مردم تحمیل کرده است اکنون با درد جراحی در حال جدا شدن است و میرود که نابود شود. فقط پس از این جدا سازی اعضای سرطانی همچنان شیمی درمانی لازم است تا بتوانیم اندکی طعم خوش استقلال و امنیت اقتصادی را بچشیم. پس تحمل سختیهای این روزها پشتوانه ایست برای فردای خود و فرزندانمان.

/ 0 نظر / 13 بازدید